السيد محمد محسن الطهراني
32
مهر فروزان (نمائى اجمالى از شخصيت علمى و اخلاقى حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى ) (فارسى)
به ياد دارم شبى در منزل مرحوم آية الله حاج شيخ مرتضى مطهرى - رحمة الله عليه - به صرف افطار دعوت داشتيم . پس از افطار مرحوم علّامه فرمودند : « من در نجف اشرف بواسطهء كنارهگيرى از اهواء باطله و عدم اختلاط با مسائل غير ضرورى و مُتلِف عمر و وقت ، و اشتغال به كار خود و درس و بحث ، به تصوّف و اعتزال معروف شدم . و از يك طرف چون شاگرد ممتاز و مشارٌ بالبنان در درسها بودم ، مرحوم آية الله خوئى - رحمة الله عليه - گاهى از باب دلسوزى نصائحى را به من گوشزد مىنمودند . شبى پس از انقضاء مجلس درس ، در راه مراجعت به منزل ، ايشان به من فرمودند : آقا سيّد محمّد حسين ! انسان بايد اوقات خود را به درس و بحث بگذراند و وقت خود را به اين امور ( اشتغال به اوراد و اذكار و اربعينيّات ) تلف نكند ؛ اينها مسائلى است كه خود به خود براى انسان حاصل مىشود و نيازى به جدّ و جهد و صرف عمر و اتلاف وقت نيست . البتّه ما اين مسائل ( عرفان و سلوك ) را قادح عدالت نمىدانيم ؛ لذا بهتر است شما هم از اين مسائل دست برداريد . سپس آقاى خوئى فرمودند : فلانى هم به اين امور اشتغال داشت و با مرحوم آقا سيّد على قاضى - رحمة الله عليه - رفت و آمد مىكرد ، ولى پدرش نامهاى به او نوشت و او را از حشر و نشر با استاد برحذر داشت و او هم قبول نمود و ارتباطش را با آقاى قاضى قطع كرده به ايران و مسقط الرّأس خود مراجعت نمود . » بحث و گفتگوى علّامه طهرانى با آية الله خوئى در لزوم پيمودن راه عرفان آنگاه علّامهء طهرانى فرمودند : « من به آقاى خوئى جواب دادم : اوّلًا : اينكه شما مىگوئيد : طلبه بايد به درس و بحثش برسد و عمر خود را در اين گونه مسائل ضايع و باطل نگرداند ، شما خود مىدانيد كه من قويترين شاگرد درسى شما هستم و روى دست ندارم . كى و كجا من از درس و بحث خود كم گذاردم تا مشمول اين نصائح مشفقانهء سركار گردم ؟ !